علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )

474

آيين حكمرانى ( فارسى )

اما در صورتى كه در اجراى تعزير تلفى رخ دهد آنچه رخ داده مضمون است . آورده‌اند كه عمر بن خطاب رضى اللّه عنه زنى را ترساند . در پى آن شكم زن انقباض يافت و او جنين مرده سقط كرد . پس عمر با على به رايزنى پرداخت و ديهء جنين را بر عهده گرفت . دربارهء محل تأمين مالى ديهء خسارت ناشى از تعزير اختلاف شده و برخى گفته‌اند : ديه بر عاقلهء ولىّ امر است و برخى هم گفته‌اند : ديه بر بيت المال است . [ چنانچه خسارت ناشى از تعزير مرگ محكوم باشد ] درباره كفاره ، بر اين مبنا كه گفته شود ديه بر عهدهء عاقلهء ولىّ امر است ، كفاره نيز بر مال خود اوست . اما بر اين مبنا كه گفته شود ديه بر بيت المال است دربارهء محل تأمين كفاره دو ديدگاه وجود دارد : يكى آن‌كه اين كفاره از مال خود او تأمين مىشود ، و ديگرى آن‌كه از بيت المال تأمين مىشود . به همين ترتيب ، چنانچه معلمى كودكى را به هدف تأديب و آن اندازه كه متعارف است بزند و اين كار به مرگ او بينجامد ، وى ضامن ديهء او خواهد بود و اين ديه بر عاقلهء او قرار خواهد گرفت ، ولى كفاره را از مال خود تأمين خواهد كرد . براى مرد جايز است زن خود را در صورت نشوز بزند و اگر هم زن به سبب اين كار بميرد ، مرد ضامن ديهء او و اين ديه بر عاقله اوست ، مگر اين‌كه عمدا قصد قتل او را داشته باشد كه در اين صورت قصاص مىشود . چگونگى زدن تازيانه‌هاى تعزير : هم جايز است كه ضربه‌هاى مقرر به عصا بر بدن نواخته شود و هم جايز است به تازيانه‌اى كه لبه‌هاى تيز آن را گرفته‌اند انجام پذيرد . اما دربارهء زدن با تازيانه‌اى كه لبه‌هاى تيز آن را نگرفته‌اند اختلاف شده است : زبيرى به جواز اين كار گراييده و بر اين پايه ، اگر اجرا كنندهء تعزير از كيفيت مقرر براى حدود هم فراتر رود و كار را به اندازه‌اى برساند كه موجب سرازير شدن خون شود باز جايز است . اما اكثريت پيروان شافعى رحمه اللّه بدان گراييده‌اند كه زدن با تازيانه‌اى كه لبه‌هاى تيزش گرفته نشده ممنوع است ؛ زيرا حتى در باب حدود كه زدن تازيانه به كيفيتى سخت‌تر و اثرگذارتر انجام مىپذيرد چنين چيزى روا نيست . پس در تعزير اين منع رواتر است و جايز نيست كار به حدى برسد كه موجب سرازير شدن خون گردد . ضربه‌هايى كه در باب اجراى حدود بر بدن شخص نواخته مىشود ، متمركز كردن آن‌ها بر يك نقطه از بدن جايز نيست و بايد ضربه‌ها بر همهء بدن - به استثناى جاهايى كه موجب مرگ است - توزيع شود تا هريك از اندام‌ها سهم خود را از اين كيفر دريافت دارند . اما در